نشست تخصصي ″جامعه شناسي هنر″ با همكاري فرهنگستان هنر و انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات، در فرهنگستان هنر برگزارشد.
دكتر راودراد گفت اين زير عنوان داراي سه ويژگي؛ الف: تأكيد برمسايل جامعه شناختي هنر ايران، ب: جامعه شناسي هنر، ج: مسايل و مشكلات هنر در ايران( آسيب شناسي هنر در ايران) بودكه موضوع برگزاري اين نشست تخصصي شد، و درتدوين مقالات دقت بر اين بود كه در مورد اغلب هنرها مانند موسيقي، نقاشي، سينما، تئاتر و ادبيات، موضوعات مقالات انتخاب شوند.
دكتر نادر اميري در باره رمان تاريخ گراي فارسي ، با تكيه بر سه رمان، كليدر،سوؤشون، و ،چراغ ها را من خاموش ميكنم، سخن گفت و نقش و اقتدار نويسنده يا چند صدايي بودن رمان را در ادبيات ايران بررسي كرد.
شهرام پرستش با بررسي ساختار زير ميدان توليد شعر در ايران و با استفاده از نظريه ادبي بورديو، نقش و جايگاه اين ميدان را در جامعه و در ميان ساير هنرهاي ايراني به بحث كشيد.
دكتر سارا شريعتي در مقاله اي با عنوان ″جامعه شناسي بي ـ هنرها″ با نگاهي انتقادي به تشريح وضعيت آموزش، توزيع و مصرف هنر در ايران پرداخته و نقش نهادهاي اجتماعي را در توسعه نيافتن هنرها در سطح گسترده مورد بررسي قرار داد.
دكتر مسعود كوثري با″ تحليل گفتمان هاي موسيقي در ايران″ به گونه شناسي ديدگاه هاي موجود در باره موسيقي سنتي وپاپ در ايران پرداخت ودر ادامه اين تحليل به چگونگي حمايت نهادهاي اجتماعي مسئول به صورت پراكنده از هر يك از اين گفتمان ها، افزود: اين نوع نگرش و حمايت هاي پراكنده باعث مي شوند كه رويكرد كلي نگر، تركيبي و رو به پيشرفت در موسيقي ايران شكل نگيرد. دکتر کوثری کارهای دیگری نیز در موسیقی دارد که جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران چاپ کرده است.
در ادامه ايمان افسريان و دكتر راودراد در باره″ نقاشي ايراني در دوران سنت و تجدد″ پرداختند، در اين مقاله با استفاده از يك ديدگاه تاريخي انواع نقاشي هاي ايراني، نقاشان ايراني و رابطه آن ها با مخاطبان و فرهنگ جامعه خودشان و نيز عوامل اجتماعي مؤثر بر نقاش شدن در ايران مورد تحليل قرار گرفت.
دكتر محمد رضاجوادي يگانه با″ مقايسه مشروعيت سيستم در سينماي ايران و سينماي امريكا″ نشان مي دهد كه چگونه غيبت مشروعيت نظام در سينماي ايران بر خلاف سينماي امريكا موجب گسترش بي اعتمادي مخاطب ايراني سينما نسبت به نظام حاكم شده است.
كامران سپهران با ارايه بحثي در حوزه جامعه شناسي تئاتر، به آثار″ ميرزا آقا تبريزي و رابطه آن با زيباشناختي كردن سياست″ پرداخت. سپس شهرام پرستش با بررسي ″ساختار زير ميدان توليد شعر در ايران″ و با استفاده از نظريه ادبي بورديو، نقش و جايگاه اين ميدان را در جامعه و در ميان ساير هنرهاي ايراني به بحث كشيدند.
در پايان دكتر راودراد با بحث″ جامعه شناسي اثر هنري″ سعي كرد كه رابطه ميان آثار هنري با جوامع معاصرشان را در چند نمونه از جوامعي كه قبلآ تحقيق كرده، بيان نمود و با جمع بندي نتايج به نظريه اي كلي در باب رابطه هنر و جامعه برسد.