تبليغاتX
مطالعات فرهنگی و رسانه - نتیجه نماد ملی در پایان دهه اول محرم

نتيجه نماد ملي سازي و ممنوع کردن شمايل از طرف وزارت ارشاد (اشاره به مطلب قبلی) قابل پيش بيني بود. يک درگيري به درگيري هاي بي علت مردم و ... اضافه شد، مثل چهارشنبه سوري. اما با اين فرق که اين يکي با اعتقادات ديني مردم هم درگير مي شد. سر کوچه ما هر شب شمايل را مي کندند صبح مي چسباندند. خيلي از هيئت ها هم روي چشم هاي همان شمايل ها يک تکه مقوا چسباندند و شمايل با هيبت آرنولدي اش بر جا بود. مشکل اين شمايل ها فقط چشم و ابرو بود؟

نمي دانم چرا ما از نظام اسلامي داشتن به اين نتيجه مي رسيم که مي توان براي فرهنگ احکام حکومتي داد. چرا تصميم نگرفتند از کانال هاي فرهنگي براي رفع اين مسئله استفاده کنند.

مثل هميشه کارشناسي تعطيل است. تقريبا مطمئنم با کارشناسان فرهنگي راجع به حتي بد بودن شمايل ها صحبت نکرده اند. وگرنه مي دانستند که راه حل در نماد ملي نيست. چون اصولا اسلام دين نماد گرايي نيست و بيش از آنکه مثل مسيحيت به المان هاي بصري متکي باشد، همچون معجزه آسمانيش بر گفتگو و تعامل تاکيد دارد شايد چيزي شبيه به حوزه عمومي يا حداقل نماد هاي ايراني اسلامي عزاداري پيش از تابلو و نقش بودن از نوعي نقش دهي اجتماعي ريشه مي گيرد شايد بتوان گفت مثل پوشيدن لباس مشکي يا چادر و تکيه برپاکردن. بنابراين شمايل ها نه از نظر چشم و ابرو و هيکل کاريکاتوري بلکه از اين جهت قابل بررسي اند که چرا فرهنگ عامه به سمت چنين نماد هايي حرکت کرده است.

گفتم چرا از کانال هاي فرهنگي براي اين کار استفاده نکردند. شايد ساده ترين تصميم گيري مي توانست اين باشد که پيش از محرم روحانيت و مداحان ( که جمع کردنشان کار سختي هم نيست) در اين مورد توجيه مي شدند. تاريخ ما نشان داده که مردم بخصوص در محرم از اين اقشار تاثير پذيري بالايي دارند. اين کار حداقل از ممنوعيت رسمي بهتر بود. ممنوعيتي که از نظر فرهنگي زياد با ممنوعيت عزاداري براي امام حسين در زمان رضا خان فرقي ندارد.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 11:34 توسط خالی |