تبليغاتX
مطالعات فرهنگی و رسانه

راهنمای عملی برای مدیران داخلی:


1-    آمار چايي خوردن و بيرون رفتن کارکنان را به طور کامل داشته باشيد.

2-  وقتي کسي مي خواهد به خانه برود يا ناهار بخورد آمار کارهايي که قبلا هم گفته ايد بگيريد و سعي کنيد هر طور شده جلوي رفتن او را بگيريد. کارکنان بايد بدانند کار، ساعت اداري را نمي شناسد يا برعکس مي شناسد.

3-  همواره ثابت کنيد شما رئيسيد بخصوص جلوي افرادي که از بيرون مي آيند کارکنان را توبيخ کنيد تا اين مسئله به افراد بيشتري ثابت شود.

4-    دير سرکار بياييد و زود برويد، شما که کارمند نيستيد.

5-    با مهندس بخش مثل منشي برخورد کنيد و بگوييد شماره تلفن هايتان را بگيرد؛ اين طوري بند 3 را بيشتر ثابت مي کنيد.

6-    ميزتان با وسايل عجيب و غريب پر کنيد؛ هر کس وارد مي شود بايد از روي متفاوت بودن بفهمد شما رئيسيد.

7-  کارکنان بايد بدانند که رئيس يعني اجل معلق و کسي که هميشه مچ آدم را مي گيرد. بنابراين به چيزي جز مچ گيري و گزارش گيري فکر نکنيد.

8-  کار کلان يعني کاري که پول کلاني براي آن خرج شده باشد نه کاري که روي آن فکر زيادي شده باشد. هر چه کمتر روي کاري فکر کنيد بديع تر است.

9-    ياد بگيريد حرف هاي گنده بي معني زياد بزنيد.

10-     کارهاي بخش، مخفي و سرَي هستند بخصوص در برابر کارکنان.

11-  تمام کارهاي کارکنان را دوباره کمي متفاوت انجام دهيد تا بفهمند همه کارها را شما مي کنيد و آنها از پس هيچ کار برنمي آيند.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 13:16 توسط خالی |

رسم جديدي در کشور به وجود آمده که معلوم نيست از کجا آب مي خورد و چه نتيجه يا خاصيتي دارد. بعد از مدت ها که صفحه فلزي و چکش به عنوان زدن زنگ مدارس، ديگر به تاريخ پيوسته بود، به تازگي براي اجراي برنامه هاي نمادين دوباره به مدارس بازگشته است. نمي دانم زنگ انرژي هسته اي ( که گويا ديگر نيت هر روزه زنگ مدارس شده است)، زنگ پژوهش، زنگ انقلاب( که البته از حق نگذريم سالهاست وجود دارد)، زنگ خاطرات دفاع مقدس و زنگ هاي ديگر چه فلسفه اي دارند.

اما اين را مي دانم که رسوم وقتي به نمادگرايي صرف مي رسند و معنا را کاملا بيرون مي رانند، نه تنها مقاومت بيشتري برمي انگيزند خيلي زود هم فراموش مي شوند. آنچه مي ماند تاريخ است که دستاويز خوبي براي تمسخر بازي گذشتگان دارد.

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 16:0 توسط خالی |