تبليغاتX
مطالعات فرهنگی و رسانه

افراد و گروه‌ها همواره‌ باتوسل‌ به‌ اجزاء و عناصر فرهنگي‌ گوناگون‌، هويت‌ مي‌يابند، زيرا اين‌ اجزا و عناصر توانايي ‌چشمگيري‌ در تأمين‌ نياز انسان‌ها به‌ متمايز بودن‌ و ادغام‌ شدن‌ در جمع‌ را دارا هستند. به‌ بيان‌ديگر، فرهنگ‌ هم‌ تفاوت‌ آفرين‌ است‌ و هم‌ انسجام‌ بخش‌. از اين‌ ديدگاه‌، فرهنگ‌ مقوله‌اي ‌تفاوت‌مدار است‌ و شيوه‌ زندگي‌ خاصي‌ را مي‌سازد. اين‌ تفاوت‌ و خاصيت‌ نه‌ تنها امكان‌هويت‌يابي‌ را فراهم‌ مي‌سازد، بلكه‌ به‌ زندگي‌ انسان‌ها نيز معنا مي‌بخشد.

فرهنگ‌ در جوامع‌ سنتي‌ به‌ خوبي‌ از عهده‌ انجام‌ كار ويژه‌ هويت‌سازي‌ برمي‌آمد، چرا كه‌ توانايي‌ و قابليت‌ تفاوت‌ آفريني‌ و معنابخشي‌ بسيار بالايي‌ داشت‌. در چنين‌ جوامعي‌ فرهنگ‌ نه‌تنها مرزهاي‌ شفاف‌ و پايداري‌ را ايجاد مي‌كرد، بلكه‌ در عرضه‌ كردن‌ نظام‌هاي‌ معنايي‌ منسجم‌و آرامش‌ بخش‌ هم‌ توانا بود. بنابراين‌، انسان‌هايي‌ كه‌ در دنياي‌ شكل‌ يافته‌ با فرهنگي‌ معين‌ قرارمي‌گرفتند، خود به‌ خود و منفعلانه‌ وارث‌ هويت‌ و نظام‌ معنايي‌ آماده‌ و از پيش‌ موجود مي‌شدند و هرگونه‌ زمينه‌ بحران‌ هويت‌ و معنا تقريبا از بين‌ مي‌رفت‌. اين‌ توانايي‌ چشمگير فرهنگ‌ در عرصه‌ هويت‌سازي‌ و معنابخشي‌، در درجه‌ نخست‌ از پيوند تنگاتنگ‌ فرهنگ‌ بامكان‌ و سرزمين‌ ناشي‌ مي‌شد.

نفوذپذيري‌ و فروريزي‌ فزاينده‌ مرزها به‌ واسطه‌ انقلاب‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ و ظهورجامعه‌ شبكه‌اي‌ و اطلاعاتي‌، فضاي‌ امن‌ و خلوت‌ فرهنگ‌ها را نيز از بين‌ مي‌برد و در فضاي ‌بسيار فراخ‌ زندگي‌ اجتماعي‌ فرهنگ‌هاي‌ مختلف‌ به‌ آساني‌ گسترش‌ و جريان‌ مي‌يابند. تمام‌حوزه‌هاي‌ استحفاظي‌ درهم‌ مي‌ريزند و هر فرهنگي‌ نيز به‌ ناچار در فضايي‌ قرار مي‌گيرد كه ‌عرصه‌ حضور و ابراز وجود فرهنگ‌هاي‌ ديگر هم‌ هست‌. در چنين‌ دنيايي‌ بدون‌ مرز، اجزاء وعناصر مختلف‌ فرهنگي‌ به‌ صورتي‌ گريزناپذير با هم‌ برخورد مي‌كنند و در كنار يكديگر قرارمي‌گيرند، ثبات‌ و «خلوص» فرهنگي‌ كم‌وبيش‌ از بين‌ مي‌رود و نوسان‌، سياليت‌ و اختلاط جايگزين‌ آن‌ مي‌شود.

در اين مقاله بحث از قابليت هاي جامعه مجازي براي ارتباط با فرهنگ هاي مختلف نيست؛ بلکه درباره اثراتي که تابه حال بوجود آورده است صحبت خواهد شد. انقلاب‌ ارتباطات‌ در دوگونه‌ متمايز فني‌ و ساختاري‌ و نيز در شكل‌ ظهور جامعه‌ شبكه‌اي‌و اطلاعاتي‌، كه‌ از مهم‌ترين‌ ويژگي‌هاي‌ آن‌ «فرهنگ‌ واقعيت‌ مجازي‌» و «زمان‌ بي‌زمان‌ وفضاي‌ جريان‌ها» است‌ و در نتيجه‌، با ايجاد تحول‌ در مفاهيم‌ مكان‌ و زمان‌ و فراهم‌ آمدن‌ منابع‌و مراجع‌ جديد هويت‌، ذهنيت‌ و هويت‌ انسان‌ را در جهان‌ جديد ناپايدار و سيال‌ مي‌سازد كه‌ به‌نوعي‌ همخوان‌ و سازگار با انديشه‌ پست‌ مدرن‌ در مورد هويت‌ انسان‌ است‌. به‌ واسطه‌ اين‌تحولات‌ ساختاري‌ و معرفتي‌ و شكل‌گيري‌ ذهنيت‌ و هويت‌ سيال‌ و ناپايدار در جهان‌ جديد، ذهنيت‌ و هويت‌ ما ايرانيان‌ نيز به‌ ناچار متحول‌ و سيال‌ و ناپايدار مي‌شود و برداشت‌هاي‌ ما ازمفاهيم‌ هويت‌ ملي‌، فرهنگي‌ و مذهبي‌ نيز دگرگون‌ مي‌گردد. در این مقاله به بعضی از این مفاهیم اشاره می شود:

1-   هويت: هويت در اينترنت با هويت سنتي و مدرن تفاوت زيادي دارد. گرچه در ايران شاهد فراگيري يکي از اين هويت ها به طور کامل نبوده ايم؛ اما در هويت پست مدرن جامعه مجازي ارزش ها و خواسته ها دستخوش تغييرات اساسي مي شود. در اينترنت کنوني، از آنجا که غلبه با شرکت ها و توليدات کشورهاي توسعه يافته است حتي سليقه مصرف کننده تحت تاثير حرکتي هويتي به سمت غربي شدن است. مشابه اتفاقي که با ورود ويدئو به کشورهاي امريکاي لاتين افتاد. تقريبا تمام فيلم هاي ويدئويي که در مکزيک پخش مي شد فيلم هاي امريکايي بودند و ذائقه مردم را چنان تغيير دادند که فيلم هاي بومي - که در بازنمايي هويت موزاييکي و ملي مکزيک نمونه بودند- به زودي از رونق افتادند. اگر ويدئو رسانه ياغي خوانده مي شد اينترنت ديگر جاي زيادي براي ويدئو نگذاشته است.

2-   زبان: زبان اينترنت انگليسي است و اگر چه بعضي زبان هاي ديگر مي کوشند جايگاهي حداقل بين مردم خود پيدا کنند اما هنوز هم از نظر فني وهم از نظر پر کردن بازار با محصولات خود راهي دراز در پيش دارند. البته در برخورد فرهنگ ها ناگزير بايد زبان به اشتراک در آيد، اما اين مسئله توجيه گر پذيرش زبان انگليسي به عنوان زبان رسمي اين دهکده نيست.

3-   دين و اخلاق: اينترنت شايد بتواند بستر تفاهم و پذيرش اديان باشد؛ ولي تابحال بيش از همه به بي ديني عرصه داده است. اعتمادي که هنوز{ با وجود افزايش بي رويه وبلاگ هاي شخصي و وب سايت هاي غير معتبر و بي نام و نشان } به مطالب اينترنتي وجود دارد، عرصه را براي فرقه هاي گمراه کننده مذهبي مثل بهاييت و حجتيه باز کرده و جستجوگران معرفت را به خود مي کشاند.
نه تنها بي ديني، بلکه بي ابايي اخلاقي اينترنت و عميق شدن معضلاتي مثل سکس و خشونت نگراني هاي بسيار برانگيخته است. بيماري هاي رواني که در اثر اين موضوعات قبلا به کشورهاي غربي محدود بود، کم کم در جوامع مسلمان نيز زياد مي شود. ارزشهاي انساني زير دست و پاي پول و شهرت در امان نيستند. براي مثال اغلب بنر هاي تبليغاتي سکس رايگان به سايتهاي آزمايشي باز مي شوند که نرم افزارهاي جديد توان عدم سرريز تعداد بازديدکننده را بررسي مي کنند. اين سايتها با قرار دادن عکس هاي سکس بازديدکنندگان را به دام مي اندازند. اين گذشته از سايتهاي فراوان کسب درآمد از اين راه است. در هر دو مورد به قول اسمايت وقت و هوس کاربران است که در نهايت به خود آنها فروخته مي شود.

4-   اقتصاد: گفتيم که وقت و همه نيازهاي ديگر بشر از پست ترين تا والاترين بيش از کالايي نيستند. حاکميت اقتصاد (اين لذت يهودي) بر تمام فضاي اينترنت است و اصولا براي لحظه لحظه زندگي در اين جامعه مجازي به عناوين مختلف بايد پول بدهيد. مفهوم مصرف فضا در اين محيط معناي کامل مصرف را دارد. حتي کار و تحقيقات علمي در اينترنت بخشي از بازار است{ گذشته از معدود عالماني که به گسترش علم مي انديشند. فاصله از شهروند اينترنتي يا مجازي هنوز بسيار است و فعلا همه مصرف کننده اند.

اين مقاله را مي توان چنين تمام کرد که اينک هاي ديگر مرتبط با اين موضوع به قرار زير است:

- آينده جامعه مجازي با ادامه روند فعلي

- قابليت هاي اينترنت و جامعه مجازي براي حمل فرهنگ ها

- آينده مورد انتظار از جامعه مجازي در تحقق امنيت و پويايي فرهنگ هاي متکثر

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 9:6 توسط خالی |